۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

اکبر گنجی:در ایران مردم احمدی‌نژاد را مسخره می‌کنند، اما متاسفانه در خارج خبرنگاران برایش صف می‌بندند!

اکبر گنجی روز شنبه در همدردی با روزنامه‌نگاران زندانی در دانشگاه واشنگتن گفت:"در ایران مردم احمدی‌نژاد را مسخره می‌کنند، اما متاسفانه خبرنگاران خارجی او را جدی می‌گیرند و تا به نیویورک می‌آید برایش صف می‌بندند!" اکبر گنجی در سخنرانیش که بخشی از آن از صدای امریکا پخش شد، به حربه احمدی‌نژاد در مورد ذکر همیشگی دو نکته جنجال برانگیز "هلوکاست" و "محو کردن اسرائیل" گفت که برای جلب توجه خبرنگاران خارجی به‌زبان می‌آورد و اگر آن دو را از او بگیرند، چیز دیگری برای گفتن نخواهد داشت! گنجی از اینکه رسانه‌های غربی فریب احمدی‌نژاد و بازی‌های رسانه‌ای او را می‌خورند، اظهار تاسف کرد. اکبر گنجی قرار است جایزه پانصدهزاردلاری خود را برای فعالیت‌هایش ظرف چند روز آینده دریافت کند. 

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

استعمارگر پیر هم نشدیم!

در خبرها آمده که ناظران بین‌المللی جهت تضمین سلامت انتخابات پارلمانی انگلستان وارد این کشور شدند. می‌دانیم که در انتخابات امریکا هم همیشه از ناظران بین‌المللی دعوت می‌شود.
آن وقت آقا سیدعلی هربار که کسی از از لزوم حضور ناظران بین‌المللی می گوید، پاسخ می‌دهد:" هرکس از حضور ناظران حرف بزند، خائن و اجنبی است! چون ما که معتقد و متعهد به اسلام هستیم، مثل غرب تقلب نداریم و متقلب نیستیم." راست هم می گوید: هرکس به خودش شک دارد ناظر دعوت می‌کند!

۱۳۸۹ فروردین ۲۷, جمعه

سیاست چماق و سریال در سیمای ضرغامی!

سریال "داراوندار" تمام شد، اما حاشیه هایش ادامه دارد: ضرغامی هم می گوید که داراوندار از افتخارات صداوسیما و سریالی آموزنده است وسیمای ضرغامی مدام یادآوری می کند که بعد از دیدن این سریال تعداد زیادی از مردم به بینوایان خانه و پول داده اند و کمکشان کرده اند! کسی هم نمی گوید که یک سریال سرشار از دروغ و ریاکاری چه چیز آموزنده ای داشته؟ سریالی که شخصیت هایش -حتی بهترین آن ها با بازی علیرضا خمسه- درحال پنهان کردن کار و هویت خود از دیگران هستند. البته این موضوع از کارگردانی که سالهاست سعی دارد حرفه گذشته خود به عنوان چماقدار را پنهان کند، هیچ بعید نبوده است! سریال داراوندار با چنان ابتذالی آغاز شد و ادامه یافت که روی فیلم های مبتذلی مثل اخراجی ها 1 و 2 را سفید کرد و فریاد همه را درآورد.
نکته دیگر اینکه این سریال نشان داد ده نمکی کوچک ترین استعدادی در ظنز ندارد و چیزی جز ابتذال از مغزش به بیرون تراوش نمی کند. هرچه هست در لحن تکراری و فاقد خلاقیت فتحعلی اویسی - با نام تکراری "فتل" که خیلی بی ارتباط با شخصیتش در سریال است - و هیزی ومتلک انداختن به یکدیگر خلاصه می شود.
اما آن چه که بیش از دیگر عوامل به چشم می آید، بازی بسیار ضعیف بازیگران فیلم است که معلوم است به امان خود رها شده اند و به هیچ وجه توسط کارگردان هدایت نشده اند. اویسی، خمسه و لرستانی بازی معمول کلیشه ای خود را ارائه می دهند؛ اما ازهمه بدتررضا رویگری است که به شدت گیج به نظر می رسد و بین نقش جدی و شوخی سرگردان است. نهایت اینکه مثل اخراجی ها1و2 حضور بازیگران صرفا برای تیتراژ سریال است و بس!واقعا مردم ما و رسانه ملی - که به میلی تغییرنام داده!- چقدر باید بهای وفاداری چماقدارانه ده نمکی را بدهد؟!

۱۳۸۸ اسفند ۲۲, شنبه

پنج شنبه آخر سال شهر را گلباران می کنیم!

پنج شنبه که از بهشت زهرا برمی گردیم، فرصت خوبی است برای گلباران کردن شهر. هیچ خطری هم ندارد: گل سرخ ها را هرجای شهر که توانستیم پرپر می کنیم، تا یاد شهدایمان زنده بماند. هرچه مسیر شلوغ تر باشد، حضورمان بالطبع بهتر دیده می شود. وگرنه هرجای شهر که شد، از دم درخانه تا سرکوچه و خیابان را با گل  سرخ تزئین می کنیم. ورودی های مترو هم ازین نظر جای خوب و پررفت وآمدی است.

۱۳۸۸ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

کتک خوردن روحانی طرفدار رهبر!

اگر اخبار سبز شهرستان ها را تعقیب کرده باشید، حتما حساسیت های تازه کاشان را شنیده اید که حتی نشست های هفتگی خانواده های شهدا توسط دولت کودتا در آن ممنوع شده.کاشان روز عاشورا هم خالی از خبر فعالیت سبزها نبود. اما خبری که اخیرا پخش شده و بسیار جالب است، کتک خوردن روحانی طرفدار رهبر بالای منبر است؛ اتفاقی که کمتر در یک کشور مذهبی رخ داده است! ماجرا ازین قرار بوده که روحانی بالای منبر جوگیر می شود و می گوید:"که هرکس این علی را قبول ندارد، حضرت علی را هم قبول ندارد" وقتی مردم این جمله را می شنوند، به سمت روحانی حمله می کنند، از منبر پایینش می کشند و تا می خورد او را می زنند. با دخالت ماموران اطلاعات روحانی نجات پیدا می کند و عده ای از مردم که در میان شان رزمندگان قدیمی و اعضای هیات امنای مسجد هم بوده اند، دستگیر می شوند. جالب است که مشخص می شود که اصلا حمله اصلی توسط همین افراد صورت گرفته بوده!.  

۱۳۸۸ بهمن ۱, پنجشنبه

آقای حسینیان، یک "استودیو" داریم، یک " استادیوم" و یک "مصاحبه مطبوعاتی". منظورتان کدام بود؟!

وقتی در مناظره تلویزیونی گفتید"درستاد مهندس موسوی، بی بی سی استودیو داشت"، منظورتان چه بود؟ مطمئنید می دانید استودیو چیست؟! محض اطلاع یک مثال ملموس از تخصص خودتان می زنم:داشتن استودیوی بی بی سی، هزینه اش از کل دستمزد آدم هایی که شما و سعید امامی برای قتل های زنجیره ای استخدام کردید بیشتر است، چه برسد به ستاد ساده و محقرانه مهندس موسوی که آن را هم شما و لبنانی هایتان تعطیل کردید!
شما با این سن و سال هنوز نمی دانید آدم عاقل نباید هرخبر مسخره ای از کیهان را جلوی هفتاد میلیون در تلویزیون بگوید؟ البته اگر عاقل باشد...

۱۳۸۸ دی ۱۶, چهارشنبه

چگونه یک افتضاح اقتصادی به یک افتخار ملی تبدیل شده؟

روزنامه کیهان افتتاح خط لوله گاز ترکمنستان به ایران را با تیتر اول خود به‌عنوان فصل تازه در روابط دو کشور همچون یک افتخار ملی پوشش داده است. صداوسیما نیز بارها پیروزمندانه از این خط لوله یاد کرده است. کیهان نوشت:"خط لوله دوم گاز ايران- تركمنستان ديروز با حضور روسای جمهور دو كشور در خاك تركمنستان به بهره‌برداری رسيد.
خط لوله انتقال گاز تركمنستان به ايران 182 كيلومتر است و از ميدان گازي دولت آباد تركمنستان به انتهاي خط لوله شمال و شمال شرق ايران در منطقه سنگ بست استان خراسان رضوی متصل می‌شود و شبكه گاز اين مناطق را تقويت می‌كند."

آیا واقعا افتتاح لوله گازی که واردات گاز از ترکمنستان را دو برابر می کند، برای کشوری مثل ایران که دومین ذخایر گازی جهان را داراست، یک افتخار است یا افتضاح؟ اگر این افتخار است، لطفا برداشت عظیم قطر از حوزه گازی مشترک ایران با قطر را هم افتخار بدانید!